محمد تقي جعفري

13

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين حال در نهج البلاغه در چند مورد بيان حقيقت در قلمرو عرفان و كمال روحانى به آن حدّ نهائى مىرسد كه فوق آن قابل تصوّر نيست . از آن جمله يكى همين خطبهء شريفه است كه غايت حكمت وجودى و كمال عرفانى انسانى را بيان فرموده و دوم سخنانى است كه در توصيف متّقين به همام فرموده است . بدانجهت كه اين جانب در صدد آن بودم كه در همين تفسير نهج البلاغه مطالب مربوط به عرفان را در حدود توانائى محدودم ، در پرتو سخنان رهبر عرفان و پيشتاز سالكان راه حقّ علىّ بن ابي طالب ( ع ) متذكَّر شوم ، مناسبترين موقعيّت را در تفسير همين خطبه تشخيص دادم ، اگر چه چنان كه در بالا اشاره شد همهء سخنان رئيس الموحّدين و رهبر كامل عرفان اسلامى امير المؤمنين عليه السّلام روشن كنندهء حقيقت حكمت و كمال عرفان انسانى است . اصول معرفت و گرديدن پيش از ورود به مطالب عرفانى در خطبهء مورد تفسير ، مقدّمه اى را در ارتباط انسان با هستى متذكَّر مىشويم . ارتباط انسان با هستى با قطع نظر از رابطهء طبيعى بيولوژيك و فيزيولوژيك كه ابتدائىترين و در عين حال دائمىترين ارتباط است . چهار بعد اساسى دارد : 1 - شناخت هستى 2 - دريافت هستى 3 - صيرورت ( گرديدن ) در هستى 4 - تصيير ( گرداندن ) در هستى . و هر يك از اين چهار بعد اساسى با يك يا چند يا همهء هفت بعد زير به فعليّت مىرسد ، لذا مىتوان ابعاد هفتگانهء زير را عوامل فعليّت و بثمر رسانندهء چهار بعد اساسى فوق نامگذارى نمود :